
صنعت نفت ایران در دو سال اخیر با وجود تحریمها و جنگ، که به زیرساختهای انرژی آسیب زد، توانست با مدیریت هوشمندانه تولید و صادرات، ثبات زنجیره تأمین را حفظ کند. این موفقیت نشاندهنده resilience و توانمندی این صنعت در شرایط دشوار است.
به گزارش «انرژی شرق» به نقل از مهر، دو سال گذشته برای صنعت نفت ایران دورهای غیرعادی بوده است. در حالی که تحریمها همچنان برقرار بود، در دو مقطع جنگ، بخشی از زیرساختهای انرژی کشور آسیب دید. در این زمان، مصرف سوخت به طور چشمگیری افزایش یافت و فشار بیشتری به شبکه تأمین وارد شد. صنعت نفت در این شرایط باید هم تولید را حفظ میکرد و هم صادرات را ادامه میداد و هم به نیازهای داخلی پاسخ میداد.
اهمیت راهبردی نفت در اقتصاد کشور، دلیل این فشار را در جایگاه نفت در اقتصاد ایران نشان میدهد. نفت تنها یک کالای صادراتی نیست؛ بخشی از ارز و درآمد دولت از فروش آن تأمین میشود و تولید بسیاری از صنایع به نفت، گاز و فرآوردههایی وابسته است که این صنعت تأمین میکند. پالایشگاهها، پتروشیمیها و نیروگاهها حلقههای مستقیم این زنجیره هستند و اختلال در تولید یا انتقال انرژی میتواند از کارخانه و نیروگاه تا بودجه دولت و معیشت خانوار تأثیر بگذارد.
در بودجه ۱۴۰۵ نیز استفاده از منابع مازاد حاصل از فروش نفت برای حمایتهای معیشتی و افزایش اعتبار کالابرگ پیشبینی شده است. به همین دلیل، حفظ تولید و صادرات نفت در این دو سال، تنها یک شاخص عملکرد صنعتی نبود و با ثبات بخشهایی از اقتصاد کشور ارتباط مستقیم داشت.
ادامه فروش نفت و وصول درآمدهای صادراتی در این دوره، تنها یک موضوع مربوط به صنعت نفت نبود. بخش عمدهای از درآمد ارزی کشور از محل صادرات نفت تأمین میشود و این درآمد به طور مستقیم بر توان دولت برای تأمین کالاهای وارداتی، مدیریت بودجه و تأمین هزینههای عمومی تأثیر میگذارد. به همین دلیل، هر اختلال در صادرات نفت میتوانست به سرعت به فشار بیشتری بر منابع ارزی و بودجه دولت منجر شود. در دو مقطع جنگ که بخشی از زیرساختهای انرژی آسیب دید، حفظ جریان صادرات به معنای حفظ یکی از مسیرهای اصلی ورود ارز به اقتصاد کشور بود.
صنعت نفت در همان زمان باید نیاز داخلی را نیز تأمین میکرد و اجازه نمیداد فشار جنگ به شبکه سوخترسانی منتقل شود. فشار مصرف و جنگ تنها در صادرات و منابع ارزی خود را نشان نداد. در داخل کشور نیز جهش مصرف بنزین و آسیب به بخشی از تأسیسات، رساندن فرآورده به نقاط مختلف را دشوارتر کرد. با این حال، متوسط تولید بنزین در سطح ۱۱۰ میلیون لیتر در روز باقی ماند. در این دوره، تولید روزانه بنزین نسبت به ابتدای دولت چهاردهم سه میلیون لیتر افزایش یافت و نفتگاز نیز چهار میلیون لیتر در روز افزایش داشت. از شهریور ۱۴۰۴، واردات نفتگاز به صفر رسید.
اهمیت این وضعیت تنها به رفتوآمد روزانه محدود نمیشود. حمل کالا، فعالیت کارخانهها، ناوگان عمومی و کار نیروگاهها به دسترسی مداوم به فرآوردههای نفتی وابسته است و هر اختلال گسترده میتواند هزینه جابهجایی را افزایش دهد، فعالیت واحدهای صنعتی را کند کند و زنجیره تأمین کالا را تحت فشار قرار دهد. از این منظر، ادامه عرضه در روزهای جنگ، بخشی از ثبات اقتصاد داخلی بود.
صنعت نفت باید به تقاضای بالا پاسخ میداد و تبعات آسیب به زیرساختها را نیز مدیریت میکرد، در حالی که برنامه افزایش ظرفیت همچنان ادامه داشت. تولید روزانه نفت خام کشور نسبت به ابتدای دولت چهاردهم حداقل ۲۳۰ هزار بشکه افزایش یافت و در آذر ۱۴۰۴ به حدود ۳ میلیون و ۶۶۰ هزار بشکه در روز رسید. در همین دوره، طرح ضربتی افزایش روزانه ۲۵۰ هزار بشکهای تولید نفت آغاز شد و شش قرارداد به ارزش بیش از ۱.۷ میلیارد دلار برای افزایش و نگهداشت تولید با بخش خصوصی و غیردولتی به امضا رسید.
اهمیت این افزایش زمانی بیشتر نمایان میشود که صنعت نفت در بخشی از همین دوره با جنگ و آسیب به زیرساختها مواجه بود. از یک سو باید صادرات ادامه پیدا میکرد و از سوی دیگر تأمین نیاز داخلی و پاسخ به مصرف بالا در دستور کار بود. با وجود این فشار، مسیر افزایش تولید متوقف نشد.
در بخش گاز نیز، پارس جنوبی رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب گاز غنی در روز را ثبت کرد. متوسط تولید گاز کشور تا پایان ۱۴۰۴ حدود ۴۱ میلیون مترمکعب در روز نسبت به ابتدای دولت افزایش یافت و در زمستان همان سال تولید روزانه گاز به رکورد یک میلیارد و ۱۱۷ میلیون مترمکعب رسید. اما پارس جنوبی تنها با رکورد امروز سنجیده نمیشود. مسئله اصلی به سالهای آینده و جلوگیری از افت تولید برمیگردد. هفت قرارداد فشارافزایی به ارزش حدود ۱۷ میلیارد دلار برای پاسخ به همین مسئله به امضا رسیده است.
رقم قراردادها قابل توجه است اما نتیجه این بخش از کارنامه را اجرای پروژهها مشخص میکند. اگر فشارافزایی طبق برنامه پیش برود، میتواند نقش مهمی در تداوم تولید پارس جنوبی داشته باشد. از همین رو، قضاوت درباره این پروژه بیش از رقم سرمایهگذاری، به آنچه در میدان اتفاق میافتد وابسته است.
جمعآوری گازهای همراه نیز در این دوره بیش از دو برابر شد و به حدود ۱۶.۸ میلیون مترمکعب در روز رسید. بهرهبرداری رسمی از طرح NGL 3100 دهلران نیز در همین دوره انجام شد و برنامه خاموش کردن ۵۷ مشعل با هدف جمعآوری حدود ۳۹۲ میلیون فوت مکعب گاز در روز ادامه یافت. این بخش از فعالیت صنعت نفت شاید کمتر از رکوردهای تولید دیده شود، اما از نظر جلوگیری از اتلاف منابع و بازگرداندن گازهای همراه به چرخه مصرف، اهمیت بالایی دارد.
دو سال گذشته صنعت نفت را نمیتوان تنها با رکوردهای تولید یا رقم قراردادها سنجید. افزایش تولید نفت و گاز و ادامه صادرات امروز در آمار قابل مشاهده است. در مقابل، بخشی از برنامهها هنوز باید از مرحله قرارداد عبور کنند و نتیجه خود را در میدان نشان دهند. برای صنعتی که هم یکی از پایههای درآمد و ارز کشور است و هم انرژی بخش بزرگی از اقتصاد را تأمین میکند، عبور از دو سال جنگ و تحریم بدون توقف تولید و صادرات اهمیت دارد. با این حال، تصویر کامل این دوره زمانی روشنتر میشود که پروژههایی مانند فشارافزایی پارس جنوبی و طرحهای توسعهای به ظرفیت واقعی تولید تبدیل شوند.
You need to configure your Mailchimp API key for this form to work properly.