
افزایش ۴۲ درصدی درآمد کانال سوئز در ژوئیه نشان میدهد اختلال در تنگه هرمز فقط بازار نفت را تحت تأثیر قرار نداده؛ جغرافیای حملونقل انرژی نیز در حال بازآرایی است
به گزارش انرژی شرق؛ هرمز و سوئز صدها کیلومتر از یکدیگر فاصله دارند، اما بحران اخیر نشان داد سرنوشت این دو آبراه تا چه اندازه به هم گره خورده است. اختلال در تردد تنگه هرمز، بخشی از جریان صادرات نفت خلیج فارس را به سمت دریای سرخ سوق داده و کانال سوئز که از زمان آغاز جنگ غزه بخش بزرگی از ترافیک خود را از دست داده بود، حالا یکی از بهترین ماههای دو سال اخیر را تجربه میکند. درآمد حدود ۵۰۰ میلیون دلاری سوئز در ژوئیه و رشد ۲۷ درصدی تعداد کشتیهای عبوری، فقط یک خبر خوب برای اقتصاد مصر نیست؛ این اعداد از تغییر مسیر تجارت انرژی در منطقهای حکایت دارند که سه گلوگاه هرمز، بابالمندب و سوئز میتوانند سرنوشت میلیونها بشکه نفت را تعیین کنند.
کانال سوئز پس از ماهها رکود، دوباره شلوغتر شده است. آمارهای منتشرشده نشان میدهد در ماه ژوئیه حدود ۱۳۴۰ کشتی از این کانال عبور کردهاند؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۲۷ درصد افزایش نشان میدهد. درآمد کانال نیز به حدود ۵۰۵ میلیون دلار رسیده و نسبت به سال گذشته ۴۲ درصد بیشتر شده است؛ بالاترین درآمد ماهانه از دسامبر ۲۰۲۳.
این بازگشت در شرایط عادی شاید صرفاً نشانه بهبود تجارت دریایی تلقی میشد، اما زمان وقوع آن اهمیت بیشتری دارد. افزایش ترافیک سوئز همزمان با اختلال در تردد تنگه هرمز اتفاق افتاده؛ آبراهی که بخش مهمی از صادرات نفت و LNG خلیج فارس از آن عبور میکند.
اختلال در هرمز، شرکتهای نفتی و کشتیرانی را مجبور کرده دوباره روی نقشه منطقه خط بکشند و مسیرهای جایگزین را بررسی کنند. یکی از مهمترین گزینهها، انتقال نفت از طریق خطوط لوله به سواحل دریای سرخ است.
عربستان سعودی در این میان موقعیت ویژهای دارد. این کشور میتواند بخشی از نفت تولیدی شرق خود را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کند. به این ترتیب، محموله بدون عبور از تنگه هرمز وارد دریای سرخ میشود.
اما داستان در همین نقطه تمام نمیشود.
کشتیای که نفت را در دریای سرخ تحویل میگیرد، برای رسیدن به بازارهای اروپایی میتواند به سمت شمال حرکت کرده و از کانال سوئز وارد مدیترانه شود. در نتیجه، فشار بر هرمز عملاً میتواند بخشی از ترافیک انرژی را به سمت سوئز هدایت کند.
گزارشهای بازار حملونقل نفت نیز نشان دادهاند تغییر مسیر نفتکشها برای فرار از مناطق پرریسک میتواند زمان سفر و هزینه حمل را بهشدت افزایش دهد.
اینجاست که افزایش درآمد سوئز معنای متفاوتی پیدا میکند. بخشی از رونق امروز این کانال را میتوان نتیجه بازآرایی مسیرهای تجارت انرژی دانست.
با وجود رشد قابل توجه درآمد و ترافیک، اعداد یک نکته مهم دیگر هم دارند: سوئز هنوز فاصله زیادی با شرایط عادی پیش از بحران دریای سرخ دارد.
پیش از آغاز جنگ غزه و حملات به کشتیها در محدوده بابالمندب و دریای سرخ، ماهانه حدود ۲۳۰۰ کشتی از کانال سوئز عبور میکردند و درآمد ماهانه آن در مقاطعی به حدود ۹۰۰ میلیون دلار میرسید.
در سال ۲۰۲۳ درآمد سالانه کانال به رکورد حدود ۱۰.۲ میلیارد دلار رسید. اما با تشدید ناامنی دریای سرخ، بسیاری از خطوط بزرگ کشتیرانی مسیر خود را تغییر دادند و به جای سوئز، دماغه امید نیک در جنوب آفریقا را انتخاب کردند؛ مسیری طولانیتر و گرانتر که در مقابل، ریسک امنیتی کمتری داشت.
به همین دلیل درآمد ۵۰۰ میلیون دلاری ژوئیه را باید نشانه «بازگشت» دانست، نه بازگشت کامل.
سازمان کانال سوئز اکنون درآمد حدود ۵.۸ تا ۶ میلیارد دلار برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی کرده است؛ عددی امیدوارکننده در مقایسه با دوره رکود، اما همچنان پایینتر از درآمدهای قبل از بحران.
تحولات اخیر یک واقعیت مهم درباره بازار جهانی انرژی را دوباره آشکار کرده است: هرمز، بابالمندب و سوئز را نمیتوان جدا از یکدیگر تحلیل کرد.
هرمز دروازه خروج بخش بزرگی از نفت و LNG خلیج فارس است. بابالمندب مسیر ورود از خلیج عدن به دریای سرخ محسوب میشود و سوئز دریای سرخ را به مدیترانه و بازار اروپا متصل میکند.
اختلال در هر کدام، بار بیشتری روی مسیرهای دیگر قرار میدهد.
اگر هرمز ناامن شود، خطوط لولهای که نفت را به دریای سرخ منتقل میکنند اهمیت بیشتری پیدا میکنند. اگر بابالمندب ناامن شود، عبور از جنوب دریای سرخ دشوارتر میشود و کشتیها ممکن است ناچار به دور زدن آفریقا شوند. اگر سوئز دچار اختلال شود، فاصله دریایی آسیا و اروپا هزاران کیلومتر افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل بحران یک آبراه میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله در آبراه دیگر، درآمد آن را افزایش یا کاهش دهد.
برای مصر، بازگشت کشتیها به کانال سوئز اهمیت اقتصادی زیادی دارد. درآمد این کانال یکی از منابع مهم ارز خارجی این کشور است و کاهش تردد طی دو سال گذشته فشار قابل توجهی بر درآمدهای ارزی قاهره وارد کرده بود.
اما رونق فعلی هنوز شکننده است.
مهمترین تهدید همچنان در جنوب دریای سرخ قرار دارد. اگر حملات حوثیها در محدوده بابالمندب شدت بگیرد یا شرکتهای بزرگ کشتیرانی دوباره سطح ریسک منطقه را بالا ارزیابی کنند، مسیر سوئز ممکن است بار دیگر بخشی از جذابیت خود را از دست بدهد.
بنابراین مصر در موقعیت عجیبی قرار گرفته است: بحران در هرمز میتواند برای سوئز درآمد ایجاد کند، اما تشدید بحران در بابالمندب میتواند همان درآمد را دوباره از بین ببرد.
از این منظر، رشد ۴۲ درصدی درآمد کانال سوئز صرفاً یک آمار اقتصادی نیست. این عدد تصویری کوچک از تغییر بزرگتری در جغرافیای تجارت انرژی است.
بازار نفت اکنون بیش از گذشته به شبکهای از خطوط لوله، بنادر و آبراههای جایگزین وابسته شده و هر بحران میتواند ظرف چند روز ارزش استراتژیک یک مسیر را تغییر دهد.
شاید مهمترین پیام اتفاقات اخیر نیز همین باشد: در بازار انرژی، نفت فقط باید تولید شود؛ باید راهی امن برای رسیدن آن به مشتری هم وجود داشته باشد. و امروز که عبور از هرمز دشوارتر شده، سوئز دوباره ارزش همان «راه امن» را به رخ بازار جهانی میکشد.
You need to configure your Mailchimp API key for this form to work properly.