
خاموشی در صنعت پتروشیمی فقط به معنای خاموش شدن چند خط تولید نیست. هر ساعت توقف در واحدهایی که باید بهصورت پیوسته کار کنند، میتواند به کاهش تولید، از دست رفتن فروش صادراتی، هزینه راهاندازی مجدد و حتی آسیب به تجهیزات منجر شود. آمار پنجماهه امسال برخی پتروشیمیهای بزرگ نشان میدهد افت تولید دیگر یک هشدار روی کاغذ نیست؛ اما محاسبه دقیق «قبض خاموشیها» نیازمند تفکیک اثر برق از جنگ، خوراک، تعمیرات و سایر عوامل است.
به گزارش انرژی شرق؛ وقتی برق خانه یا یک واحد تجاری قطع میشود، هزینه خاموشی تا حد زیادی قابل مشاهده است؛ اما در صنعت پتروشیمی ماجرا متفاوت است. واحدهای فرایندی برای فعالیت پیوسته طراحی شدهاند و قطع ناگهانی برق میتواند زنجیرهای از توقف تولید، تریپ تجهیزات، افزایش فلرینگ و زمانبر شدن راهاندازی مجدد را به دنبال داشته باشد. بنابراین زیان واقعی خاموشی الزاماً برابر با ارزش محصولی نیست که در همان چند ساعت تولید نشده است.
نمونه روشن این مسئله را میتوان در ماهشهر دید. پتروشیمی اروند در مردادماه رسماً اعلام کرد که در پی ناترازی شبکه، موج گرما و محدودیت برق منطقه ماهشهر، تمام فعالیتهای تولیدی آن تا اطلاع ثانوی از مدار خارج شده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برخلاف بسیاری از برآوردهای کلی درباره اثر ناترازی انرژی، در این مورد خود شرکت قطع برق را مستقیماً به توقف تولید مرتبط کرده است.
صورت عملکرد پنجماهه شرکتها تصویر قابل تأملی ارائه میکند. تولید پتروشیمی مارون از حدود یک میلیون و ۶۹۲ هزار تن در پنجماهه ۱۴۰۴ به یک میلیون و ۲۲۷ هزار تن در مدت مشابه امسال رسیده است؛ یعنی حدود ۴۶۵ هزار تن تولید کمتر و افت ۲۷.۵ درصدی. صادرات مارون نیز از بیش از ۱۰۲ هزار تن به حدود ۴۶ هزار تن کاهش یافته؛ یعنی بیش از ۵۶ هزار تن افت صادرات.
در پتروشیمی تندگویان فاصله شدیدتر است. تولید پنجماهه از حدود ۴۰۹ هزار تن به ۱۵۹ هزار تن رسیده؛ یعنی نزدیک به ۲۵۱ هزار تن کاهش تولید. حجم فروش نیز تقریباً ۵۹ درصد پایین آمده است. نکته جالب اینکه درآمد ریالی شرکت همچنان حدود ۱۶.۸ همت گزارش شده؛ مسئلهای که نشان میدهد افزایش قیمت محصولات، تورم و نرخ ارز میتواند بخشی از ضعف عملکرد حجمی شرکت را در صورتهای مالی اسمی پنهان کند.
اروند نیز در پنجماهه امسال با افت حدود ۶۵ تا ۶۶ درصدی تولید مواجه شده است. در نتیجه، تنها کنار هم قرار دادن عملکرد مارون، تندگویان و اروند نشان میدهد حجم قابل توجهی از تولید بالقوه صنعت در ماههای نخست سال محقق نشده است.
اما یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت: نمیتوان تمام این کاهش تولید را به خاموشی نسبت داد. بخشی از افت امسال میتواند نتیجه جنگ و آسیب به زیرساختها، محدودیت خوراک، تعمیرات، مشکلات عملیاتی یا سایر توقفها باشد. نسبت دادن کل فاصله تولید امسال و پارسال به ناترازی برق، بدون اطلاعات روزانه توقف واحدها، عددی اغراقآمیز به دست میدهد.
همینجا یک خلأ اطلاعاتی مهم نمایان میشود. وزارت نفت، شرکت ملی صنایع پتروشیمی و شرکتهای بزرگ پتروشیمی معمولاً درباره میزان تولید و درآمد گزارش میدهند، اما هنوز یک صورتحساب شفاف منتشر نشده که نشان دهد قطع و محدودیت برق دقیقاً چند ساعت تولید صنعت را متوقف کرده، چند تن محصول از دست رفته و ارزش دلاری این عدمالنفع چقدر بوده است.
برای مثال، فقط کاهش ۵۶ هزار تنی صادرات مارون نسبت به دوره مشابه سال گذشته، عدد کوچکی نیست. اما برای تبدیل این مقدار به «دلار از دسترفته ناشی از خاموشی» باید بدانیم چه سهمی از کاهش صادرات مستقیماً ناشی از برق بوده و ترکیب محصولات صادراتی چه بوده است. بدون این دو متغیر، اعلام یک رقم دلاری قطعی بیشتر شبیه تخمین است تا محاسبه اقتصادی.
مسئله از این هم فراتر میرود. خاموشی یک مجتمع پتروشیمی فقط همان شرکت را متضرر نمیکند. برخی مجتمعها خوراک واحدهای پاییندستی را تأمین میکنند و فجر انرژی نیز تأمینکننده برق، بخار، آب و سایر یوتیلیتیهای حیاتی تعداد زیادی از مجتمعهای ماهشهر است. به همین دلیل اختلال در این حلقه میتواند بهصورت زنجیرهای چند مجتمع را تحت تأثیر قرار دهد. مدیر مجتمع فجر نیز اخیراً تأکید کرده که بازگشت پایدار تولید منطقه به تأمین برق قراردادی و رفع محدودیتهای شبکه وابسته است.
سالها یکی از مزیتهای صنعت پتروشیمی ایران دسترسی به انرژی ارزان عنوان شده است؛ اما اگر برق ارزان در ساعات مورد نیاز در دسترس نباشد، این مزیت بخشی از معنای اقتصادی خود را از دست میدهد. برای یک مجتمع چندمیلیارددلاری، مسئله فقط قیمت هر کیلوواتساعت برق نیست؛ ارزش «برق پایدار» اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این همان قبض پنهان ناترازی برق است؛ قبضی که روی صورتحساب شرکت برق دیده نمیشود، اما اثر آن را میتوان در کاهش تناژ تولید، افت صادرات، افزایش هزینههای ثابت به ازای هر تن محصول و کاهش بهرهبرداری از سرمایه عظیم نصبشده در صنعت مشاهده کرد.
شاید به همین دلیل پرسش اصلی دیگر این نباشد که صنایع بزرگ چقدر برق مصرف میکنند. سؤال مهمتر این است که اقتصاد ایران به ازای هر مگاوات برق صنعتی که نتوانسته در زمان مناسب تأمین کند، چند دلار تولید و صادرات از دست داده است؟
پاسخ دقیق به این سؤال نیازمند انتشار دادهای است که تاکنون کمتر در دسترس عموم قرار گرفته: ساعات محدودیت برق هر مجتمع، ظرفیت تولید از دسترفته در آن ساعات، زمان لازم برای راهاندازی مجدد و ارزش صادراتی محصول ازدسترفته. اگر این اطلاعات کنار هم قرار گیرد، ممکن است مشخص شود هزینه واقعی سرمایهگذاری برای تأمین برق پایدار صنایع، بسیار کمتر از هزینهای است که اقتصاد ایران امروز بابت برقی که تولید نمیشود میپردازد.
You need to configure your Mailchimp API key for this form to work properly.