۶ هزار مگاوات خورشیدی ساختیم؛ شبکه چند هزار مگاوات دیگر جا دارد؟

دیگر17 شهریور, 1405

به گزارش انرژی شرق؛ رشد خورشیدی ایران بالاخره از مرحله وعده عبور کرده است. ظرفیت تجدیدپذیر کشور به حوالی ۶ هزار مگاوات رسیده و ساتبا از حرکت به سمت ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات سخن می‌گوید. اما در میانه این مسابقه مگاواتی، یک سؤال کمتر شنیده می‌شود: این همه برق جدید قرار است از کدام شبکه عبور کند؟ اگر توسعه خطوط، پست‌ها، ذخیره‌سازها و مدیریت شبکه هم‌پای ساخت نیروگاه پیش نرود، ممکن است چند سال دیگر مسئله ایران نه کمبود نیروگاه خورشیدی، بلکه محدودیت در تحویل برق خورشیدی باشد.

تا همین چند سال پیش، مسئله اصلی انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران «ساخت نیروگاه» بود؛ سرمایه‌گذار کم بود، تأمین مالی دشوار بود و واردات تجهیزات با موانع متعدد روبه‌رو می‌شد. حالا شرایط تا حدودی تغییر کرده است. طبق تازه‌ترین اعلام معاون سرمایه‌گذاری ساتبا، ظرفیت تجدیدپذیر کشور به حدود ۶ هزار مگاوات رسیده و حدود سه هزار مگاوات دیگر نیز در حال احداث است. ساتبا امیدوار است با ورود تجهیزات، طی سه تا چهار ماه آینده ظرفیت به حدود ۱۱ هزار مگاوات برسد.

آمارهای رسمی همچنین نشان می‌دهد بیش از ۸۰ درصد ظرفیت تجدیدپذیر فعلی کشور مربوط به خورشیدی است. بنابراین ایران با سرعتی کم‌سابقه در حال اضافه کردن یک منبع تولید متغیر به شبکه برق است.

این اتفاق از منظر کاهش ناترازی برق خبر خوبی است؛ اما داستان انرژی خورشیدی با نصب پنل تمام نمی‌شود.

نیروگاه یک طرف ماجراست؛ شبکه طرف دیگر

فرض کنیم طی یک یا دو سال آینده ۱۰ یا حتی ۱۲ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در ایران ساخته شود. این ظرفیت باید در نقطه‌ای به شبکه متصل شود، برق آن از خطوط انتقال و فوق‌توزیع عبور کند و در نهایت به مصرف‌کننده برسد.

اینجاست که مفهوم ساده اما مهمی وارد بحث می‌شود: ظرفیت پذیرش شبکه.

هر پست یا خط انتقال ظرفیت مشخصی دارد. ممکن است در یک منطقه زمین ارزان، تابش خورشید مناسب و سرمایه‌گذار آماده باشد، اما نزدیک‌ترین پست برق ظرفیت کافی برای پذیرش یک نیروگاه جدید نداشته باشد. در این وضعیت ساخت خود نیروگاه فقط نیمی از پروژه است؛ توسعه پست، احداث خط یا تقویت شبکه نیز باید انجام شود.

به همین دلیل، پرسش «چند مگاوات نیروگاه خورشیدی ساخته‌ایم؟» به‌تنهایی دیگر برای ارزیابی موفقیت سیاست تجدیدپذیر کشور کافی نیست.

سؤال دوم باید این باشد: چند مگاوات از این ظرفیت را شبکه می‌تواند بدون محدودیت دریافت کند؟

ظهرهای آفتابی؛ مسئله‌ای که از راه می‌رسد

ویژگی برق خورشیدی این است که همه نیروگاه‌ها تقریباً در ساعات مشابهی به اوج تولید می‌رسند. اگر هزاران مگاوات نیروگاه جدید به شبکه اضافه شود، در ساعات میانی روز حجم بزرگی از برق به‌طور همزمان وارد شبکه خواهد شد.

در شرایط فعلی که ایران با کمبود برق مواجه است، ممکن است این مسئله چندان جدی به نظر نرسد. مصرف بالاست و تقریباً هر مگاوات برق جدید مشتری دارد. اما با افزایش سهم خورشیدی، مدیریت لحظه‌ای تولید و مصرف پیچیده‌تر می‌شود.

مثلاً ممکن است یک استان ظهر یک روز بهاری تولید خورشیدی بالایی داشته باشد، در حالی که مصرف محلی آن پایین‌تر است. برق مازاد باید به مناطق دیگر منتقل شود. اگر ظرفیت خطوط کافی نباشد، اپراتور شبکه ناچار می‌شود تولید نیروگاه را محدود کند.

یعنی نیروگاه وجود دارد، خورشید هم می‌تابد، اما اجازه ندارد با تمام ظرفیت برق تولید کند.

این همان پدیده‌ای است که در صنعت برق جهان با عنوان Curtailment یا محدودسازی تولید شناخته می‌شود.

خطری برای اقتصاد نیروگاه‌ها

موضوع فقط فنی نیست؛ مسئله مستقیماً به جیب سرمایه‌گذار مربوط می‌شود.

سرمایه‌گذار نیروگاه خورشیدی مدل مالی پروژه را بر اساس میزان مشخصی از تولید و فروش برق تنظیم می‌کند. اگر شبکه نتواند همه برق تولیدشده را دریافت کند، درآمد پروژه کاهش پیدا می‌کند.

اینجاست که یک سؤال مهم حقوقی و اقتصادی ایجاد می‌شود:

اگر شبکه دستور کاهش تولید بدهد، هزینه برق تولیدنشده را چه کسی می‌پردازد؟

سرمایه‌گذار؟ وزارت نیرو؟ توانیر؟ یا اساساً هیچ‌کس؟

تا زمانی که ظرفیت خورشیدی محدود باشد، شاید این پرسش چندان جدی نباشد؛ اما در مقیاس ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ هزار مگاوات، پاسخ آن می‌تواند مستقیماً بر نرخ بازگشت سرمایه نیروگاه‌ها اثر بگذارد.

به همین دلیل سرمایه‌گذار آینده فقط درباره قیمت پنل و نرخ خرید برق سؤال نخواهد کرد. یکی از مهم‌ترین پرسش‌های او می‌تواند این باشد که شبکه چه میزان از برق من را تضمین می‌کند که تحویل بگیرد؟

ساخت نیروگاه سریع‌تر از ساخت شبکه است

یک نیروگاه خورشیدی را می‌توان در مدت نسبتاً کوتاهی احداث کرد. اما توسعه شبکه انتقال داستان دیگری دارد. احداث خطوط، پست‌ها، تأمین تجهیزات، تملک زمین و دریافت مجوزها ممکن است زمان بسیار بیشتری ببرد.

حتی خود ساتبا نیز به اهمیت تغییر الگوی توسعه شبکه اشاره کرده و معاون سرمایه‌گذاری این سازمان گفته ادامه توسعه صنعت برق صرفاً با مدل‌های سنتی تولید، انتقال و توزیع امکان‌پذیر نیست؛ از همین منظر، نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس و تولید نزدیک محل مصرف می‌توانند فشار روی شبکه را کاهش دهند.

بنابراین اگر امروز صدها پروژه خورشیدی همزمان ساخته شوند اما سرمایه‌گذاری متناظر در شبکه اتفاق نیفتد، ممکن است گلوگاه صنعت از «تولید برق» به «انتقال برق» منتقل شود.

باتری؛ حلقه‌ای که هنوز کوچک است

راه‌حل فقط ساخت خط انتقال نیست.

ذخیره‌سازهای باتری می‌توانند بخشی از برق تولیدشده در ظهر را دریافت کنند و چند ساعت بعد، هنگام کاهش تولید خورشیدی و افزایش مصرف، آن را دوباره وارد شبکه کنند.

ترکیب خورشیدی + باتری به همین دلیل در بسیاری از بازارهای برق اهمیت پیدا کرده است.

اما در ایران سرعت ساخت نیروگاه‌های خورشیدی فعلاً بسیار بیشتر از توسعه ذخیره‌سازی برق است. اگر قرار باشد ظرفیت تجدیدپذیر در مدت کوتاهی تقریباً دو برابر شود، تعیین تکلیف ذخیره‌سازی نیز باید از یک بحث آینده‌نگرانه به بخشی از برنامه توسعه شبکه تبدیل شود.

عددی که هنوز جای آن خالی است

وزارت نیرو و ساتبا مرتباً آمار ظرفیت نصب‌شده، پروژه‌های در دست احداث و اهداف سال آینده را منتشر می‌کنند. برای نمونه، هدف رسمی اخیر رساندن ظرفیت تجدیدپذیرها به حدود ۱۲ هزار مگاوات تا دوره اوج بار سال آینده عنوان شده است.

اما در کنار این اعداد، یک شاخص بسیار مهم کمتر در اختیار افکار عمومی و سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد:

ظرفیت پذیرش تجدیدپذیر شبکه ایران دقیقاً چقدر است؟

بهتر است این عدد حتی به تفکیک استان و پست برق منتشر شود؛ مثلاً مشخص باشد شبکه یزد، کرمان، اصفهان، فارس، خراسان یا استان مرکزی امروز چه میزان ظرفیت آزاد برای اتصال خورشیدی دارد و پس از اجرای پروژه‌های در دست ساخت چقدر از آن باقی می‌ماند.

چنین نقشه‌ای برای سرمایه‌گذار حتی می‌تواند از نقشه تابش خورشیدی مهم‌تر باشد. زیرا بهترین تابش دنیا نیز در نقطه‌ای که امکان انتقال برق وجود ندارد، الزاماً بهترین محل سرمایه‌گذاری نیست.

از «مگاوات‌سازی» عبور کنیم

رشد سریع خورشیدی ایران اتفاق مثبتی است. کشوری که سال‌ها سهم ناچیزی از انرژی‌های تجدیدپذیر داشت، حالا وارد مرحله‌ای شده که چند هزار مگاوات پروژه به‌طور همزمان در دست اجرا دارد. اما همین موفقیت، مسئله تازه‌ای ایجاد می‌کند.

سیاست انرژی ایران باید آرام‌آرام از مسابقه اعلام عدد مگاوات عبور کند.

در مرحله بعد، موفقیت را باید با مجموعه‌ای از شاخص‌ها سنجید: چه میزان برق واقعی تولید شده؟ چه مقدار در ساعات اوج مصرف به شبکه کمک کرده؟ چند مگاوات امکان اتصال جدید وجود دارد؟ چه میزان ذخیره‌سازی ایجاد شده و چه مقدار تولید خورشیدی به دلیل محدودیت شبکه از دست رفته است؟

بنابراین شاید مهم‌ترین سؤال امروز از وزارت نیرو این نباشد که نیروگاه خورشیدی بعدی چه زمانی افتتاح می‌شود.

سؤال مهم‌تر این است:

اگر ۶ هزار مگاوات امروز به ۱۲ هزار مگاوات و بعد به ۲۰ هزار مگاوات برسد، شبکه برق ایران برای پذیرش این حجم از خورشید چه برنامه‌ای دارد؟

چون مرحله اول توسعه تجدیدپذیرها با پنل و سرمایه ساخته می‌شود؛ اما مرحله دوم را شبکه، ذخیره‌ساز و بازار برق تعیین خواهد کرد.

0 آرا: 0 موافق, 0 مخالف (0 امتیاز)

نظر بدهید

بارگذاری مقاله بعدی...
در حال بارگذاری

ورود در 3 ثانیه...

ثبت‌نام در 3 ثانیه...